ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  مرجع تخصصی منابع آموزشی زبان های خارجی
  امروز پنج شنبه - 23 آبان 1398

  • دانلود زبان انگلیسی تخصصی بازرگانی و تجارت Intelligent Business
  • دانلود زبان تخصصی توریسم و گردشگری Career Paths: Tourism
  • دانلود زبان انگلیسی تخصصی پزشکی Career Paths: Medical
  • دانلود زبان تخصصی مدیریت مالی و سرمایه گذاری Career Paths: Finance

جملات و اصطلاحات کاربردی انگلیسی در مورد غذا مطلب ویژه

 جملات و اصطلاحات کاربردی انگلیسی در مورد غذا Lunch Time Sentences

در این مطلب از زبان پژوه، جملات رایج زبان انگلیسی در مورد غذا خوردن، مکالمات رایج بر سر میز غذا و ... مورد بررسی قرار گرفته است. شما زبان پژوهان عزیز می توانید با یادگیری و به کار گیری این جملات در مکالمات حین وعده غذایی به بهبود و رشد دانش زبانی خود کمک کنید. در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

۱- می خواهم امشب شام دعوتتان کنم.

I would like to invite you to dinner tonight.

۲- بیا بریم پیتزا فروشی یک چیزی بخوریم.

Let’s go to a pizzeria to eat something.

۳- یک پیتزا فروشی در خیابان رُز هست. شنیدم پیتزاش محشره.

There is a pizzeria on Rose Street. I heard the pizza there is cool!

۴- مامانم می گوید شب نباید شام سنگین بخورم.

My mom says I should not have a big dinner at night.

۵- دست بردار بابا، من که می دونم آدم صرفه جویی هستی. ربطی به اصرار مامانت نداره.

Come on! I know you are economical. It has nothing to do with your mom’s insistence.

۶- خیلی گرسنه نیستم. شیرینی اشتهایم را کور کرد.

I am not really hungry. The sweets ruined/ spoiled my appetite.

۷- معمولاً سوسیس نمی خورم.

I don’t usually eat sausage.

۸- می توانیم یک غذای مختصر بخوریم.

We can grab a bite./ we can have a snack.

۹- بسیار خوب، ولی من پول همراهم نیست. مهمان شما؟

Ok, but I have no money on me. It’s your treat. Ok?

۱۰- طبق معمول، مسئله ای نیست رفیق. بیا خوش باشیم.

As per usual, no problem pal. Let’s enjoy our time.

۱۱– می توانید همبرگر یا چیز دیگری بخورید.

You can eat a hamburger or something.

۱۲- راست می گویید. همبرگر به همراه سیب زمینی سرخ شده سفارش می دهم.

You are right. I order a hamburger with a side of fries.

۱۳- خیار شور کافی توی نان نگذاشته اند.

There are not enough pickles in the bread.

۱۴- نونش (نان مخصوص همبرگر) هم تازه نیست.

The bun is not fresh either.

۱۵- بس کن، مادرت بهت یاد نداده زیاد غُر نزنی؟

Come on, hasn’t your mother taught you not to nag a lot.

۱۶- می توانستید هات داگ یا چیز برگر سفارش دهید.

You could have ordered a hotdog or a cheeseburger.

۱۷- حتماً شوخی می کنی. من رژیم دارم.

You must be kidding. I am on a diet.

۱۸- بیا یک پیتزای بزرگ سفارش بدیم بعد بین خودمان تقسیمش کنیم.

Let’s order a big pizza and then share it between us.

۱۹- چرا درست کردن پیتزا اینقدر طول می کشد؟

Why does it take them so long to make a pizza?

۲۰- پیاده روی باعث شد اشتهایم برای شام باز شود.

All that walking has given me an appetite for dinner.

۲۱- از گرسنگی دارم می میرم.

I am starving.

۲۲- بالاخره پیتزا حاضر شد.

At last, the pizza’s here!

۲۳- نانش ترد نیست. ضخیم هم هست.

The flat bread is not crispy. It’s think, too.

۲۴- در این زمینه با شما موافق هستم. خمیر پیتزا باید کاملاً نازک شود.

I agree with you there. The pizza dough should be rolled thinly.

۲۵- وقتی توی خانه تنها هستم، جلوی تلویزیون می نشینم و با خوردن پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده دل سیری از عزا در می آورم.

When I am all alone at home, I sit in front of the TV, pigging out on pizza and fries.

۲۶- باقیمانده پیتزایت را تمام کن و بیا برویم.

Polish off the rest of your pizza and let’s go.

۲۷- تکه های آخر پیتزایم را نمی توانم بخورم. اگر هنوز گرسنه ای می توانی آن ها را بخوری.

I can’t eat the last slices of my pizza. If you are still hungry, you can have them.

۲۸- پیتزا را سوزانده اند و قارچ و پنیر کمی هم روی آن است.

They have burnt the pizza, and there is little mushroom and cheese on it.

۲۹- پنیر پیتزای خوبی رویش نریخته اند.

This pizza isn’t toppled with good cheese.

۳۰- چند قطره روغن زیتون روی پیتزا بریز. خوشمزه اش می کند.

Dribble a few drops of olive oil over the pizza. It makes it delicious.

۳۱- بسیار خوب، نوشابه ات را تمام کن و بیا از اینجا برویم.

Ok, drink up your coke and let’s get out of here.

۳۲- یک پرس دیگر غذا می خواهید؟

Would you like a second helping?

۳۳- نه متشکرم. یک بشقاب پر برنج خوردم. سیر شدم.

No, thanks. I had a large plate of rice. I am full.

۳۴- ولی شما گفتید خیلی گرسنه اید.

But you said you were as hungry as a bear.

۳۵- اصلاً دسر نمی خورم. رژیم دارم.

I don’t have any dessert. I am on a diet.

۳۶- دست بردار، با خوردن کمی بستنی که چاق نمی شوی.

Come on, you won’t put on weight by eating just a little ice cream.

۳۷- تمام تلاشم را می کنم که وزن کم کنم. می خواهم رژیمم را حفظ کنم.

I am doing my best o lose weight. I want to stay on my diet.

۳۸- یک فنجان چای می خوری؟

Would you like a cup of tea?

۳۹- ماری، بشقاب ها را ببر و کمی چای درست کن.

Mary! Come clear away the plates and make some tea.

۴۰- سماور را روشن کن.

Turn the samovar on.

۴۱- کتری را بزن به برق.

Plug in the kettle.

۴۲- کتری را بگذار روی اجاق گاز.

Put the kettle on the stove.

۴۳- بگذار در شستن ظرفها به شما کمک کنم.

Let me help you with the washing up.

۴۴- نه متشکرم، تنهایی ظرفها را می شویم.

No, thanks. I‘ll do the dishes alone.

 

در این بخش از مطلب جملات رایج و کاربردی زبان انگلیسی در مورد غذا خوردن، مکالمات رایج بر سر میز غذا و … را خدمت شما زبان پژوهان گرامی تقدیم می کنیم.

 

۱- ناهار چی داری می خوری؟

What are you eating for lunch now?

۲- کمی خورش می خورم.

I am eating a little stew.

۳- خورش مورد علاقه شما چیست؟

What is your favorite stew?

۴- می میرم برای خورش بادمجان.

I die for eggplant stew.

۵- وسط روز غذای سنگین دوست ندارم.

I don’t like a heavy meal in the middle of the day.

۶- سر وقت غذا می خورید؟

Do you have regular mealtimes?

۷- معمولاً چه ساعتی ناهار می خورید؟

What time do you usually eat for lunch?

۸- اغلب در محل کار با همکارانم ناهار می خورم.

I have a working lunch with my colleagues most of the time.

۹- معمولاً ناهار غذای بسته بندی شده می خورم.

I usually have packed lunch.

۱۰- هیچ وقت ناهار مناسبی نمی خورم، فقط یک غذای سریع و سر پایی می خورم.

I never have a proper lunch; just a quick snack.

۱۱- گاهی اوقات اصلاً ناهار نمی خورم چون در محل کار سرم خیلی شلوغ است.

I sometimes even skip the lunch because I am very busy at work.

۱۲- هرگز بیرون غذا می خوری یا ترجیح می دهی داخل خانه غذا بخوری؟

Do you ever eat out or you prefer to eat in?

۱۳- حداقل هفته ای یک بار بیرون غذا می خورم .

I eat out at least once a week.

۱۴- بسیار خوب، بیایید میز را بچینیم و یه چیزی بخوریم.

Ok, let’s lay / set the table and eat something.

۱۵- کباب را به خورش ترجیح می دهم.

I prefer kebab to stew.

۱۶- از ماکارونی متنفرم و هرگز تن ماهی نمی خورم.

I hate macaroni and never eat canned fish.

۱۷- معمولاً با ناهار ترشی می خوری؟

Do you usually have pickles with lunch?

۱۸- گاهی اوقات برای ناهار آبگوشت می خورم.

I sometimes have broth for lunch.

۱۹- ناهار حاضر است. بفرمایید.

Lunch is ready. Serve/Help yourself.

۲۰- بفرمایید پیش غذا.

Here is the starter/appetizer.

۲۱- این سوپ مرغ خوشمزه است.

This chicken soup is delicious.

۲۲- نوش جان.

Enjoy! Bon appetite.

۲۳- این سالاد با سس مایونز خوشمزه است.

This salad with mayonnaise is delicious.

۲۴- چه غذای خوشمزه ای. باید دستور طبخ آن را به من بدهید.

What a delicious dish! You must give me the recipe.

۲۵- این یک غذای هندی است.

It’s an Indian dish.

۲۶- بفرمایید لطفاً. شروع کنید/ میل کنید.

Come on, please. Start. / Tuck in.

۲۷- یک پرس دیگر غذا می خواهید؟

Would you like a second helping?

۲۸- نه متشکرم. یک بشقاب پر برنج خوردم. سیر شدم.

No, thanks. I had a large plate of rice. I am full.

۲۹- ولی شما گفتید خیلی گرسنه اید.

But you said you were as hungry as a bear.

۳۰- اصلاً دسر نمی خورم. رژیم دارم.

I don’t have any dessert. I am on a diet.

۳۱- دست بردار، با خوردن کمی بستنی که چاق نمی شوی.

Come on, you won’t put on weight by eating just a little ice cream.

۳۲- تمام تلاشم را می کنم که وزن کم کنم.می خواهم رژیمم را حفظ کنم.

I am doing my best to lose weight. I want to stay on my diet.

۳۳- یک فنجان چای می خوری؟

Would you like a cup of tea?

۳۴- ماری، بشقاب ها را ببر و کمی چای درست کن.

Mary! Come clear away the plates and make some tea.

۳۵- سماور را روشن کن.

Turn the samovar on.

۳۶- کتری را بزن به برق.

Plug in the kettle.

۳۷- کتری را بگذار روی اجاق گاز.

Put the kettle on the stove.

۳۸- بگذار در شستن ظر فها به شما کمک کنم.

Let me help you with the washing up.

۳۹- نه متشکرم، تنهایی ظرفها را می شویم.

No, thanks. I’ll do the dishe

آخرین ویرایش در
دوشنبه, 13 آبان 1398 19:01

میزان علاقه مندی شما به این مطلب

تعداد کاربرانی که میزان علاقه مندی خود را به این مطلب اعلام کرده اند:
(1 رای)
- این مورد را ارزیابی کنید

نظر دادن

* لطفا نظرات مرتبط با این مطلب ارایه فرمایید.
* نظرات بعد از تایید مدیریت نمایش داده می شوند.
* در صورت عدم توانایی در دانلود فایل ها، لطفا ابتدا راهنمای اجرای فایل ها را مطالعه فرموده و سپس در صورت عدم رفع مشکل، در نظرات اعلام فرمایید تا مشکل بررسی و رفع گردد.

بیوگرافی نویسنده

مدیریت

مهران اشرفی هستم، مدیر و مؤسس زبان پژوه. از جمله فعالیت هایم تدریس، ترجمه، فعالیت در حوزه دیجیتال مارکتینگ، و علاقمند به حوزه فروش و سرمایه گذاری هستم. کارشناس مترجمی زبان انگلیسی و کارشناس ارشد بازرگانی هستم.

  • langpro.ir
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مجموعه آموزش زبان تخصصی خلبانی و مکالمات هوانوردی AirSpeak یکی از کامل ترین مجموعه های آموزش زبان تخصصی هوانوردی و خلبانی است. این مجموعه کاری است از انتشارات Pearson Longman و به اعتبار ... - بیشتر بخوانید
در این مطلب از زبان پژوه اطلاعات کاملی به همراه شرح مراحل آزمون MSRT خدمت شما زبان پژوهان گرامی گردآوری شده است. آزمون MSRT در واقع همان MCHE است که توسط اداره بورس و امور دانشجویان خارج ... - بیشتر بخوانید

آخرین دیدگاه‌ها

  • نوشته شده توسط ندا

    سلام نرم افزار ترجمه زبان انگلیسی به فارسی تخصصی عمران… بیشتر بخوانید

  • نوشته شده توسط امیر

    خیلی ممنونم با ارزوی موفقیت برای مجموعه پروژه زبان ♥ بیشتر بخوانید

  • نوشته شده توسط Bahar
  • نوشته شده توسط هانیه

    سلام.من این برنامه روازچندتاسایت مختلف دانلودکردم ولی هیچ کدوم نصب… بیشتر بخوانید

  • نوشته شده توسط irajjavdani

    سلام و خسته نباشید میگم خدمت شما و همکارانتون مطالب… بیشتر بخوانید

آخرین مطالب آرشیو ها

برترین مطالب

مشترک دائم ما باشید

عضویت در خبرنامه

‫با اشتراک در خبرنامه آخرین مطالب سایت در ایمیل شما خواهد بود.

‫ایمیل شما کاملا محفوظ است.

نرم افزارهای مورد نیاز

به ما اعتماد کنید

logo-samandehi